**********************************************![]()
این شعرهارو ابجی خوبم تارا داد
زندگي راز بزرگي ست كه در ما جاري است
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست
زندگي وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند
شايد اين حسرت بيهوده كه در دل داري
شعله گرم اميد تو را خواهد كشت
زندگي درک همين اکنون است
زندگي شوق رسيدن به همان فردائيست
كه نخواهد آمد
تو نه در ديروزي،و نه در فردايي
ظرف امروز ،پر از بودن توست
شايد اين خنده كه امروز دريغش كردي
آخرين فرصت همراهي با اميد است
زندگي ياد غريبي ست كه در حافظه خاك به جا مي ماند
زندگي سبزترين آيه در انديشه برگ
زندگي خاطر دريايي يك قطره در آرامش رود
زندگي حس شكوفايي يك مزرعه در باور بذر
زندگي باور درياست در انديشه ماهي ،در تنگ
زندگي ترجمه روشن خاك است در ايينه عشق
زندگي فهم نفهميدن هاست
زندگي پنجره اي باز به دنياي وجود
تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست
در نبنديم به نور ، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
زندگي رسم پذيرايي از تقدير است
زندگي شايد آن لبخندي ست
كه دريغش كرديم
زندگي زمزمه پاك حيات است ميان دو سكوت
زندگي خاطره آمدن و رفتن ماست...
**********************************************![]()
گل اميد :
گل حسرت ز دلم مي پرسيد :
به چه مي انديشي ؟
در جوابش گفتم :
به گل و باغچه و ريشه ي بيرون از خاک
به شب و خاطره و اشک غم اين دل چاک!
و به بوي گل اميد که در حسرت آب
چشم بر بوسه باران دارد !
ز چه نالان شده اي ؟
از فراغ رخ يار و تمناي دلي آزرده
و سرود غم تنهايي يک پروانه
چه کنم ؟؟؟
باز شبم غمگين است !
دل من باز در انديشه پرواز به عشق
با صداي گل نوميدي مي خوابد ... .


